سلطان محمد ميرزا قاجار

47

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

[ و ] جاى باصفايى است . هرچه به لنكران نزديكتر مىشود بيشتر از جنگلها را تراشيده ، محل زراعت و آبادى كرده‌اند . [ 17 ب ] آخر راه ، خارج از آبادى خود لنكران ، كنار دريا محله‌اى است آباد و معتبر [ كه ] جمعيت زياد ، خانه‌هاى آباد [ و ] باغستان خوب دارند . ولى راه اين محله و آبادى در ايام بارندگى نه آن‌قدر گل مىشود كه توان شرح داد . « 4 » بعد از اين محله رودخانهء بزرگى مىگذرد ، داخل دريا مىشود . در زمستان و بهار بانو عبور مىشود . بعد از عبور از رودخانه ، بر زمين بلندى ، آبادى خود لنكران است . قلعهء لنكران اوّل در كنار دريا و سمت ديگر همين رودخانه كه دو سمت آب است ، دولت روس قلعهء بسيار محكمى ساخته است . خندق و خاكريز بسيار سختى دارد . در واقع ديوار قلعه همه طرف ، تلى خاكى است . اسباب قلعه‌دارى از توپ و قورخانه ، آن‌قدر موجود است كه به حساب نيايد . دو برج آجرى بسيار محكم با خاكريز و خندق كه در واقع هريك قلعه‌اى است سه مرتبه ، در دو سمت [ 18 آ ] اين قلعه يكى در طرف دريا ، يكى به‌سمت رودخانه ، خارج از اين قلعهء بزرگ [ با ] قدرى فاصله ساخته‌اند . در هربرجى پانزده عراده توپ بزرگ با قورخانه و توپچى و آذوقه و جميع ما يحتاج در آن دو برج حاضر است . چاه آب [ و ] تنور [ دارد ] . در ايام محاصره ابدا محتاج به خارج نمىشود . ساكنان قلعه و بناها سكنهء اين قلعه جميعا روس‌اند ، از نوكر دولتى و غيره . عمارات باصفاى خوبى دارد . در وسط قلعه ، كليسايى است خيلى پاكيزه [ و ] خوب ، همهء كوچه‌هاى قلعه وسيع ، [ در ] دو طرف درختها كاشته‌اند . خيلى جاى خوب با صفايى است . زمين قلعه ، اطراف آن همه خاكريزها [ ى ] سبز و خرم [ است ] .

--> ( 4 ) . يعنى آن‌قدر گل‌آلوده مىشود كه نمىتوان آن را شرح داد .